كراچكی (ره) در كتاب
كنزالفوائد می نویسد : فقیه بزرگوار محمد بن احمد بن حسن بن شاذان قمی از كتاب خود
ایضاح دفائن النواصب از طریق عامه از ابن عباس روایت كرده است كه گفت : شخصی خدمت
رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض كرد : آیا دوستی علی بن ابی طالب مرا سود می بخشد ؟
آن حضرت فرمود : « از جبرئیل سئوال می كنم و پاسخت را می دهم » . وقتی به جبرئیل
فرمود ، او عرض كرد : از اسرافیل سئوال می كنم . اسرافیل به جبرئیل گفت : با
پروردگار مناجات می كنم . از پیشگاه ربوی به اسرافیل خطاب شد كه به جبرئیل بگو :
به حبیب ما محمد سلام برساند و بگوید : « انت منّی حیث شئت انا ، و علیّ منك
حیث انت منّی ،و محبو علیّ منك ؛ تو نسبت به من آن طوری هستی كه می خواهم ، و
علی نسبت به تو گونه ای است كه تو نسبت به من هستی و دوستان علی نسبت به او آنطوری
اند كه علی نسبت به تو می باشد ».
غایه المرام ص 585 ح 76 ؛ مدینه المعاجز ج2 ص438 ح662
حاج آقا مصطفی خمینی
به نقل از آقای حاج نورالدین فرزند مرحوم شریعتمدار رشتی نقل می كرد كه روزی من
عازم مسجد كوفه بودم كه پاره ای از اعمال آنجا را بجای آورم كنار در ورودی مسجد با
مرحوم قاضی (ره) روبرو شدم و چون دیده بودم كه پدرم با شخصیتی كه داشت دست آقای
قاضی را می بوسید من نیز پس از مصافحه خم شدم و دست ایشان را بوسیدم ایشان دست من
را همچنان در میان دست خودشان نگاه داشتند و به راه ادامه دادند حیا و ادب مانع من
شد كه عرض كنم من اعمال بجا نیاورده ام ، به ناچار همراه ایشان بازگشتم و به طرف
قبر حضرت میثم (ع) به راه افتادیم مقداری كه راه رفتیم مرحوم قاضی عصا را انداخت و
روی زمین نشست من نیز تبعیت كردم ، ایشان صحبت می فرمود و من گوش می دادم در خلال
صحبت ایشان من متوجه شدم كه مار مهیبی به طرف ما در حال حركت است ، من به وحشت
افتادم آقای قاضی متوجه وحشت من شد و فرمود : حواست به من باشد آن مار با ما كاری
ندارد و دوباره مشغول صحبت شدند ، ولی من همچنان از ترس ناراحت بودم تا آنكه مار
آمد و به فاصله ی یكی دو متری ، نیمی از بدن خود را از زمین بلند كرد گویی آماده ی
حمله ی بر ماست ، وحشت من بیشتر شد.
آقای قاضی كه اضطراب
مرا دید ، متوجه مار شد و فرمود : « مُت باذن الله » همین كه این جمله از زبان
مبارك ایشان درآمد مار به همان شكل نیم خیز بدون حركت ماند ، مجلس تمام شد و مرحوم
آقای قاضی از من جدا شد و تشریف برد ولی من برگشتم تا قضیه ی مار را دنبال كنم ،
دیدم به همان شكل باقی است ، خواستم ببینم مار زنده است یا مرده ؟ پس از پرتاب چند
سنگ پاره كه بعضی از آنها به مار نیز اصابت كرده بود جرات یافته نزدیك رفتم ، دیدم
مار به همان حال خشك شده و مرده است و اثری از حیات در او نیست.
كرامات معنوی ص 16
از مهمات اعمال در این
ماه چنانچه در تمام ماهها بیان كردیم دعای در اول آن است خصوصاً دعائی كه در روایت
رسیده و دعای با قدر و جلیلی می باشد.
( روز ولادت امام حسن عسگری (ع) )
روز دهم آن بنا به روایتی كه شده است روز ولادت مولا و امام ما ابی محمد الحسن الزكی
العسگری (ع) می باشد و برای مراقبت روزهای ولادت موالیان (ع) آنچه را كه موجب سود
تو است در روز ولادت پیغمبر (ص) ذكر گردید و ایام ولادت جانشینان معصومین (ع) در
مراسم شكر و فرح و تعظیم ( به اعمال دل و بدن ) با روز ولادت آن بزرگوار شركت
دارند و هرچند برای روز ولادت امام یازدهم (ع) حق مخصوصی به خود آنحضرت (ع) می
باشد این روز را خصوصیت دیگری است از این جهت كه آن بزرگوار پدر بلا واسطه امام ما – ارواحنا و ارواح العالمین فداه
– می باشد و بر رعایای او می سزد كه آنحضرت را به آنچه كه سزاوار حضرت اقدس اوست
تهنیت گویند و در حوائجی كه بر صاحب ولادت ( به تضرع و سئوال ) عرضه می دارد
درخواست سفارش خود را به صاحب عصر (عج) مزید كند و از او بخواهد آنحضرت او را در
نظر بگیرد . و نظر لطف خود را شامل حال او سازد و در بین رعایای خویش به مكارم
عنایت خود ، او را مخصوص گرداند ؛ چه در قبول توصیه و سفارش پدر نسبت به پسر تاثر
خاص می باشد و نیز سالك راست كه بداند برای صاحب ولادت (ع) خصوصیتی در برآمدن
حوائج اخروی می باشد چه ائمه معصومین (ع) هرچند كه هریك از آنها در تمامی حوائج
بندگان خدا وسیله اند ولی هریك از آنها را خصوصیتی برای پاره ای از حوائج بالاخص می
باشد ؛ چنانكه دعای توسل گواه این مدعاست ؛ چنانكه رسول خدا (ص) و دختر گرامی او
(س) و دو سبط ارجمند او (ع) را خصوصیتی در حوائج متعلقه به تحصیل طاعت و رضوان
خدای جل جلاله می باشد. و برای امیرالمومنین (ع) اختصاص در انتقام از دشمنان و
كفایت شر ستمكاران و برای امام سجاد (ع) در جور پادشاه و وسوسه شیطان و برای امام
باقر و صادق (ع) در قریاد رسی بر امر آخرت و برای امام كاظم (ع) در عافیت از ترس
ناخوشی ها و بیماریها و دردها و برای امام رضا (ع) در نجات از هول و بیم سفرهای
دریاها و صحراها و بیابانها و برای امام جواد (ع) در وسعت زندگی و بی نیازی از
مردم و برای امام هادی (ع) در قضاء مستحبات و نیكی به برادران و كامل شدن طاعات و
برای امام عسگری (ع) در اعانت بر امر آخرت و برای امام عصر ما و پناه ما و دادرس
ما و اَمَد و عصمت ما و روشنی چشم ما و باعث زندگی ما امام مهدی (عج) در تمامی
حاجات و نیازمندیها و غیر آنها هرآنچه نام حاجت بر آن اطلاق شود اختصاص و خصوصیتی
می باشد.
باری روز خود را به
آنچه سایر ایام شریفه را به پایان می رساند ، به پایان رساند و همچنین ماه را به
آنچه سایر ماهها را خاتمه می داد ( و سابقاً بیان نمودیم ) خاتمه دهد.
منبع : كتاب شریف
المراقبات
وجوب ازدواج
انواع عقد
الف . عقد دائم ،و آن
عبارت است از ازدواجی كه مدت در آن معین نشود و زنی را كه به این صورت عقد می كنند
، « دائمه » گویند.
ب . عقد غیر دائم و آن
عبارت است از ازدواجی كه مدت در آن معین شود و زنی را كه به این صورت عقد كنند ، «
متعه » یا « صیغه » می نامند ؛ مثل آنكه به مدت یك ساعت یا یك روز یا یك ماه یا
بیشتر ، عقد نمایند.
خطبه عقد
منبع: فتاوای آیت الله العظمی بهجت
درباره احكام ازدواج دائم و موقت
دیلمی (ره) در ارشاد
القلوب از كتاب بشاره المصطفی نقل كرده است : رسول خدا (ص) خوشحال و
شادمان بر امیرالمومنین (ع) وارد شد و بر او سلام كرد ، علی (ع) به سلام آن حضرت
پاسخ گفت و عرض كرد : ای رسول خدا ، شما را مانند امروز شادمان ندیده ام . رسول
خدا (ص) فرمود : « بشارتی برایت آورده ام ، و آمده ام تو را به آن مژده دهم . جبرئیل
در همین ساعت بر من نازل شد و گفت : حضرت تعالی بر تو سلام می رساند و تو را به
درود و اكرام خود مخصوص می گرداند و می فرماید : بشّر علیّاًو شیعته انّ الطائع
و العاصی منهم من اهل الجنه ؛ علی و شیعیان او را بشارت بده كه فرمانبردار و
گنهكار آنها اهل بهشت خواهند بود ».
علی (ع) با شنیدن آن
به سجده افتاد ، و وقتی سر از سجده برداشت دستها را به طرف آسمان بلند كرد و فرمود
: نیمی از حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم . بعد از آن حضرت زهرا (س) و سپس امام
حسن و امام حسین (ع) هركدام اینگونه فرمودند . پس از آن رسول خدا (ص) فرمود : « شما
كه بخشنده تر از من نیستید . شاهد باشید من هم نیمی از حسناتم را به علی و شیعیان
او بخشیدم».
در همین هنگام خداوند
تبارك و تعالی پیغام فرستاد : ما انتم باكرم منّی انّی غفرت لشیعه علی و محبیه
ذنوبهم جمیعاً ؛ بخشش شما كه بیشتر از من نیست ، من همه گناهان شیعیان و
دوستان علی (ع) را بخشیدم ».
بشارات الشیعه ، ص31
حضرت آیت الله حاج سید
احمد فهری برای حقیر مرقوم فرمودند : با مرحوم آیت الله حاج مصطفی خمینی (ره)
فاصله میان مسجد كوفه و مسجد سهله را می پیمودیم كه ایشان چنین فرمودند : آیت الله
آقای حاج میرزا حسن بجنوردی (ره) كه در وقت نقل حدیث حیات داشتند می فرمود كه آقای
حاج شیخ محمد شریعت فرزند شیخ الشریعه اصفهانی نقل می كرد كه : برای من فرزندی نمی
ماند و هر بچه ای كه به دنیا می آمد پس از چند ماه می میرد ، تفاّلی در میان اعراب
نجف هست كه فرزند تازه مولود را به یكی از سادات هبه می كنند و دوباره از او تحویل
می گیرند و عقیده دارند كه این داد و ستد موجب بقای فرزند می شود ما نیز به اصرار
عیال نسبت به یكی از فرزندان این عمل را انجام دادیم و نوزاد پسری كه داشتیم به
آغوش گرفتیم و عازم حرم مطهر امیرالمومنین (ع) شدم كه آنجا با سیدی این داد و ستد
انجام گیرد تصادفاً دیدم مرحوم قاضی عصا به دست از حرم مطهر بیرون آمده و عازم
منزل است جلو رفتم و پس از عرض سلام مطلب را به حضورشان عرضه داشتم ، ایشان با
كمال اخلاق و ادب قنداق طفل را از من گرفت و فرمود : من این بچه را از شما پذیرفتم
ولی بدانید كه قطعاً نخواهد ماند و چند روز بیش از عمر او باقی نمانده و همین طور
هم شد كه پس از چند روز نوزاد از دنیا رفت.
كرامات معنوی ص 15
الهی یا الهی یا الهی
تو از حال دل زارم گواهی
سرشک غم نما آه شبانه
کشد عشق خدا از دلب زبانه
دل دیوانه دارد این ترانه
الهی یا الهی یا الهی
شب است و باز من بیدار
هستم
به امید عطای یار هستم
همه شب عاشق دیدار هستم
دهد بر دعایم دل گواهی
الهی یا الهی یا الهی
اگر من بی نصیب از نور باشم
برای دیدن تو کور باشم
دراین صورت زتو مهجور باشم
نجاتم ده خدایا ازتباهی
الهی یا الهی یا الهی
دل دیوانه را یاری کن ای
دوست
ز بیمارت پرستاری کن ای دوست
برای من بیا کاری کن ای
دوست
بتابان نور خود را در تباهی
الهی یا الهی یا الهی
بیا ویرانه را از نو بنا
کن
تو با این بی وفا امشب وفا کن
بخر مارا برای خود جدا کن
بده از باده عشقت
پیاله
مرا تا که نمایم خوب ناله
تا ببینم روی نیلی سه ساله
کمک کن تا به عشق او بمیرم
سر به دامان لطفش بگیرم
بگویم ای که عشقت را اسیرم
مدد بنما ز افتاده به چاهی
الهی یا الهی یا الهی
تویی آگه ز اعمال دل من
تو دانی رفته از کف حاصل من
فقط خواهم بگویی سائل من
بیا بردرگهم با روسیاهی
الهی یا الهی یا الهی
بجز تو من تمنایی ندارم
بجز کوی تو من جایی ندارم
بجز مهدی که مولایی ندارم
بجز مهدی که مولایی ندارم
ُعلّى پسر خُنَیس گوید: در روز نوروز، بر امام صادق(ع) وارد
شدم.
فرمود: «آیا این روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت
گردم! این روز را فارسیانْ گرامى مى دارند و به یكدیگر هدیه مى دهند. فرمود:
«سوگند به خانه كعبه كه این، رمزى دیرینه دارد و برایت روشن مى سازم تا آگاه
گردى».
آن گاه فرمود: «اى معلّى!
1- روز نوروز، همان روز است كه خداوند از بندگان
پیمان گرفت او را بپرستند و به او شرك نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به
امامان ایمان آورند.
2- این همان روز است كه خورشید طلوع كرد، بادها وزیدن
گرفت و گل هاى زمین روییدند.
3- این همان روزى است كه كشتى نوح(ع) بر ساحل جودى آرامش
یافت
4- این همان روزى است كه خداوند، گروهى چند هزار نفره
را كه از ترس مرگ از خانه ها بیرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن كه آنان را
میرانده بود.
5- این، روز فرود جبرئیل بر پیامبر اسلام است
6- این روزى است كه پیامبر(ص) امام على(ع) را بر دوش
گرفت تا بت هاى قریش را در مسجد الحرام شكست و در همین روز، ابراهیم خلیل الرحمن،
بت ها را شكست.
7- این همان روزى است كه پیامبر(ص) به یارانش
دستور داد با على(ع) بیعت كنند و در همین روز، على را براى بیعت گرفتن از جنیان
فرستاد.
8- در همین روز على (ع) بر نهروانیان پیروز شد
9- در این روز، قائم ما و صاحبان حكومتْ قیام كنند
10- و در همین روز، قائم ما بر دجّال پیروز گردد و او
را در زباله دان كوفه به دار آویزد.
ودرپایان امام صادق (ع) فرمود:
و ما من یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛
لأنه من أیامنا وأیام شیعتنا
در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داریم؛ چرا كه آن از روزهاى
ما و شیعیان ماست. فارسیان، آن را گرامى داشتند و شما (اعراب) آن را ضایع كردید.»
منبع: بحارالأنوار، ج56، ص91
ای حسینی که که به
دل عشق تو درمان من است
مهر تو نور دل و اول و پایان من است
این حسینی که عوالم همه گریان تواند
گوهر اشک برای تو به دامان من است
جان نثار تو می کنم ای محور عشق
عشق تو دین من و مذهب و ایمان من است
دیده ام تا صف محشر ز چه آرام شود
که شبی هم بر تو
دیده گریان من است
دل ز هر عشق تهی
سازم و جان پاک کنم
چون حسین است که جان
من و جانان من است
شب اول قبرم نکنم
وحشت و ترس
چون حسین است که
مهمان من است
به سئوالم اگر آرند
به میزان حساب
پاسخ آرم به خداوند حسین جان من است
] مهمترین اعمال روز 17 ربیع الاول [
و از اعمال مهم در این
روز :
اولاً – توسل به جمایت كنندگان این روز یعنی معصومین (ع) و سپردن عقل و قلب خود
بلكه تسلیم تمامی وجود خود را ( به وسیله آنها ) به خدای تعالی باشد با توقع به
اینكه آنان حال او را ( در تمامی انقلابات و تطوّرات او ) با خدای – جل جلاله –
اصلاح نمایند و در جلب انوار و بركات این روز در تمام آنات و در تمام حركات و
سكنات و تطورات كمك نمایند و اگر وی در این توسل و تسلیم صادق باشد خدا هم در
امانت خیانت نخواهد نمود و همچنین زیارت آنحضرت (ص) را كه سیّد اجل (ره) العزیز در
« اقبال » به تفضیل روایت نموده بخواند و همچنین زیارت برادر و جانشین او
(ع) را كه نیز در « اقبال » روایت نموده است.
ثانیاً – از مهمات ، روزه این روز است كه به شكرانه آن بگیرد و دو ركعت نماز كه در
هر ركعتی یك مرتبه حمد و ده مرتبه « سوره قدر » و ده مرتبه « سوره اخلاص » است
بگزار و پس از نماز در محل نماز بنشیند و دعائی كه روایت شده است بخواند ؛
] نامهای پیامبر (ص) در میان ملتها و ادیان مختلف [
نامهای مباركش در نزد
خدا و كتب انبیاء و زبان اولیاء او عبارتند از :
محمد، احمد ، ماحی ،
عاقب ، حاضر ، رسول الرحمه ، رسول التوبه ، رسول الاُمَم ، المقتفی ، القثم ،
الشاهد علی الانبیاء و الامم ، البشیر ، النذیر ، السراج المنیر ، الضحوك ، القتال
، المتوكل ، الفاتح ، الامین ، الخاتم ، المصطفی ، الرسول ، النبی ، الامی ، الحاد
، المزّمّل ، المدّثّر ، الكریم ، النور ، العبد ، الروف ، الرحیم ، طه ، یس ،
منذِر ، مَذَكِّر .
وكَعبُ الخبار گوید :
نام او در نزد اهل بهشت « عبدالكریم » و نزد اهل آتش « عبدالجبار » و نزد اهل عرش
« عبدالمجید » و نزد سایر ملائكه « عبدالحمید » و نزد پیامبران « عبدالوهاب » و
نزد شیاطین « عبدالخالق » و در صحراها « عبدالقادر » و در دریاها « عبدالمهیمن » و
نزد ماهیان عبدالقدوس » و در نزد حیوانات « عبدالغیاث » و نزد وحوش « عبدالرزاق »
و نزد درندگان « عبدالسلام » و در نزد بهائم « عبدالمومن » و در نزد پرندگان «
عبدالغفار » و در تورات « مود مود » و در انجیل « طاب طاب » و در صحف « عاقب » و
در زبور « فاروق » و در نزد خدا « طه و یس » و در نزد مومنین « محمد » و كنیه او
ابوالقاسم است.
و جبرئیل او را به نام
ابی ابراهیم سلام داده است و او خود فرماید : اَنَا الاَوَّلُ و اَنَا الاخِرُ
و در پاره ای از روایات معتبره آمده است كه از هر سوگندی كه خدای جَلَّ جلالُهُ در
كتاب خویش یاد فرموده « مراد » اوست.
و بی ضرر است كه ما به
ذكر یك روایتی كه در فضل او و فضل برادر و جانشین او امیرالمومنین از طرق عامه
رسیده و مشتمل بر فضیلت علی (ع) و شاهد بر صدق گفتار ما ( در مرام ما ) است
بپردازیم.
احمدبن حنبل در « مُسنَد
» خویش و ابن ابی لیلی در كتاب « فردوس » و در « منهج التحقیق » از ابن
خالویه روایت كرده و به جابرین عبدالله انصاری منتهی ساخته گوید :
شنیدم از رسول خدا (ص)
می فرمود : خدای مرا و علی و فاطمه و حسن و حسین را از یك نور بیافرید و این نور
را بفشرد و از آن شیعیان ما بیرون شدند ، پس ما تسبیح كردند و ما تقدیس نمودیم تا
آنها تقدیس نمودند و ما تهلیل كردیم تا آنها تهلیل كردند و ما تمجید نمودیم تا
آنها تمجید نمودند و ما توحید كردیم تا
آنها توحید كردند ؛ سپس خداوند ، آسمانها و زمین را بیافرید و فرشتگان را بیافرید
و تا یكصدسال آنها عارف به تسبیح و تقدیس نبودند ، پس ما تسبیح كردیم و شیعه ما
تسبیح كردند ؛ سپس ملائكه تسبیح كردند بدین نهج در باقی این وظائف.
گوارایت !
ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت كرده است :آن حضرت روزی آب خواستند و نزد آن حضرت امیرمومنان و فاطمه و حسن و حسین (ع) حضور داشتند ، پیامبر اكرم (ص) آب آشامیدند . سپس ظرف آب را به امام حسن (ع) مرحمت فرمود ، و چون از آن آب آشامید ، آن حضرت به او فرمود : گوارا باد ای ابو محمد . بعد از آن ظرف آن را به امام حسین (ع) داد . چون او آشامید ، پیامبر اكرم (ص) به او نیز فرمود : گوارا باد ای اباعبدالله . آنگاه ظرف آب را به حضرت زهرا (س) داد و پس از آنكه آشامید به او فرمود : گوارایت باد ای مادر نیكوكاران پاك سرشت .
سپس نوبت به علی (ع) رسید و وقتی آن حضرت آب آشامید ، پیامبر اكرم (ص) سجده كرد ، چون سر از سجده برداشت ، یكی از همسران آنحضرت درباره آن توضیح خواست و از چگونگی قضیه سئوال كرد.
رسول خدا (ص) به او فرمود : « هنگامی كه من از این آب آشامیدم جبرئیل و فرشتگان به من گفتند : گوارایت باد ای رسول خدا ؛ و بعد از آشامیدم حسن ، حسین و فاطمه (ع) نیز چنین گفتند و من هم همان طوری كه جبرئیل و فرشتگان گفتند به آنها گفتم ، و وقتی كه امیرالمومنین (ع) آشامید خدای تبارك و تعالی به او فرمود : هنیئاً مریئاً یا ولیّی و حجّتی علی خلقی ؛ گوارایت باد ای ولی من و ای حجت من بر مخلوقاتم ؛ و من خدا را به سبب نعمتی كه به علی (ع) در میان اهل بیت من عنایت كرده و لطفی كه به او دارد سجده شكر نموده.»
مشارق الانوار ، ص 174 ، بحارالانوار ، ج 76 ، ص 57 ، ح 1 .
( شهادت امام حسن عسگری )
و در هشتم ربیع الاول ؛ روایت شده است كه در این روز وفات امام ابی محمد الحسن الزكی العسگری (ع) واقع گردیده و برای مراقب می سزد كه در این روز محزون و اندوهناك باشد بویژه از لحاظ اینكه صاحب مصیبت در آن روز ، حجت عصر و امام زمان او – ارواح العالمین فداه و علیه و علی آبائه صلوات الله – می باشد و به آنچه او را در نظر آید آنحضرت را زیارت كند و امام (ع) را به آنچه مناسبت داند تعزیت و تسلیت گوید ؛ سپس به شكرانه خلافت امام (ع) خدای را شكر گوید و از غیبت و دوری او اظهار ناثر نماید و زمان ظهور و فوائدی كه از آن عاید می گردد و انوار و خیرات و بركاتی كه به مردم رسد به یادآورد.
( روز شادی شیعیان )
روز نهم ربیع الاول ؛ در این روز تنها یك روایتی وارد شده كه در آن هلاك « دشمن خدا » وقوع یافته و در فضل آن و فضیلت خوشحالی در آن گفتگو كرده كه این روز ، روز سرور شیعیان آل محمد – صلوات الله علیهم اجمعین – می باشد. و بین شیعیان این امر مشهور گشته و هرچند سایر روایت موافق و مساعد با آن نیست لكن ممكن است كه تقیه اقتضای تغییر وقت را نموده باشد. معذلك دور نیست كه به وجهی از وجوه جهت انطباقی برای آن باشد و به هر حال ، برای دوستان آل پیامبر (ص) ( ولو تَعَبُّداً به این روایت ) می سزد كه برای هلاك او اظهار خوشوقتی كنند ولی به التفات به اینكه سرور به هلاكت دشمنان فقط برای اولیاء و احباء شایسته است و اگر كردار او مصدق و لایت و محبت نباشد سزاوار است كه با این اظهار سرور باز شرمندگی او نیز كه حاكی از تقصیر از مراسم ولایت و محبت باشد همراه باشد و كمینه در اظهار سرور برای هلاك دشمن خدا و دشمن دوستان خدا آنكه خود را به وسیله ارتكاب محرمات الهی در سلك دشمنان قرارند ؛ زیرا مخالف ضد محبت است و با اظهار سرور به هلاك دشمن دوست متناقض خواهد بود.
( ماه ربیع ، بهار ماههاست )
نظر به آثاری كه از رحمت خدای – جَلَّت آلاُئهُ – در این ماه به ظهور رسیده و از ذخائر بركات حق تعالی و انوار جمال خداوند منان بر زمین فرود آمده است ، این ماه مانند نامش بهار ماههای دوازده گانه است ؛ چه ولادت رسول خدا (ص) در این ماه اتفاق افتاده و جای آن دارد كه دعوا كنیم از زمانی كه زمین آفریده شده چنین رحمتی بر زمین نازل نگشته و حقَّا كه عظمت این رحمت بر سایر رحماتی كه بر زمین رسیده برابر با عظمت شرافت رسول خدا (ص) بر سایر آفریدگان می باشد و همچنان كه خود آن بزرگوار داناترین و با شرافت ترین خلق خدا و آقای آنها و نزدیك ترین آنها به خدا و مطیع ترین آنها نسبت به حق و محبوبترین از همه خلق در نزد حق می باشد همچنان این روز را بر سایر ایام سال شرف است و گوئی كه آن روز ، روزی است كه بنای تمام ترین هدایتها و عظیم ترین كرامتها و شامل ترین رحمتها و شریف ترین بركتها و فروزان ترین نورها و نهفته ترین رازها و رمزها در این روز نهاده شده است.
پس مسلمانی كه به شرف رسول خدا (ص) تصدیق دارد و در معامله مولای خویش مراقبت دارد بایستی كه شرف این روز در پیش او به قدری عظیم باشد كه وصف واصفی به آن نرسد و فضل این روز در نزد او به حدی كثیر باشد كه كسی را توان اندازه گرفتن آن نباشد و فرض چنین فضیلتی برای سایر اوقات ننماید ؛ زیرا اصل سایر فضایل و شرافات در چنین روز برای این امت حاصل آمده است و تمام بركات نبوت و امامت و كتاب و شریعت به وجو رسول الله (ص) ظاهر و در این روز مبارك هویدا و باهر گردیده است .
پس چون این امر به صریح حكم عقل ثابت و از طریق نقل نیز واضح كشت ؛ پس بر هر مسلم مراقبی لازم است كه با تمام كوشش خود در شكر این نعمت عظیم مجاهدت كند و برای بسط این رحمت واسعه سعی و جهد نماید و آن را بزرگترین « عید » خود بشناسد و در آن روز به وسایل كافیه و قربات وافیه به خدای جَل َّ جلالُهُ تقرب بجوید و به توسلات شافیه به آستان رسول خدا (ص) توسل نماید.
( حكایتی از آیت الله قاضی و آیت الله خوئی )
دانشمند معظم و محقق محترم استاد فاطمی نیا می فرمودند : زمانیكه حضرت آیت الله قاضی (ره) در نجف اشرف بودند روزی آیت الله خوئی (ره) به حضور ایشان می آیند و خدمت ایشان عرض می كنند : از شما می خواهم كه چیزی به من بفهمانید . مقصود ایشان معارف الهی و عرفانی و مكاشفات روحی بود . پس از مدتی كه آیت الله خوئی طبق دستورالعمل استادش عمل می كنند تا یكی از شبهای ماه مبارك رمضان كه این شاگرد معظم خدمت استاد به سر می برد برای ایشان مكاشفه ای با عنایت آیت الله قاضی صورت می گیرد كه از این قرار است : آقای خوئی شخصی را شبیه خودش در مقابل خود می بیند كه به آرامی تغییراتی در چهره آن شخص به وجود می آید تا آنجا كه محاسنش سفید می شوند و در نهایت محاسنش سفیدتر و درس ایشان به مسجد هندی كشیده می شود و در مقام فتوای قرار می گیرد و باز در گوشه ای دیگر مشاهده می كند كه رساله ایشان چاپ شده است و بعد از مدتی بلندگوهای كوفه اعلام كردند كه آیت الله خوئی به ملكوت اعلا پیوست . بعد از مشاهده این صحنه مرحوم قاضی رو به آقای خوئی كرده می فرمایند : این بود سرگذشت شما تا آخر عمرتان عاقبت به خیر شوید بفرمایید بروید.
كرامات معنوی ص 14